به گزارش مشرق، حمید ملکزاده فعال رسانه نوشت:
سیاست بدون مردم چیزی جز تکنیکهای بیمارگونه کنترل و مراقبت نیست: نظامی از فرمانها و اطاعتها، شورش و ضدشورش، دوستی و دشمنی و نهاد متصلب تصمیمگیری؛ نهادی غیرواقعی که برای تصاحب آن ریختن خونهای زیادی مجاز شمرده میشود. در عین حال مردم بدون خیابان تقریباً هیچ معنایی ندارند. خیابان عرصه ظهور و شکلگیری هویت سیاسی مردم است.
از این جهت چه وقتی حق اعتراض مردم را به رسمیت میشناسیم و چه وقتی مردم را برای دفاع از ارزشها به حضور در فضای عمومی شهر دعوت میکنیم، در هر ۲ حالت از نوع اصیلتری از سیاست صحبت میکنیم؛ صورتی اصیل از سیاستورزی مردمی که در برهمکنش معنادار میان مجموعه بههمپیوستهای از مردم معنا مییابد. از این جهت، کار انقلاب اسلامی ایران بیش از هر چیز دعوت به نفع خیابان است؛ دعوت به نفع حضور سیاسی مردم در عرصه عمومی برای دفاع از ارزشهایی که بنیان هویت سیاسی آنها را تشکیل داده و حیات اجتماعی آنها را تنظیم میکند.
چه کسانی علیه خیابان عمل میکنند؟
رابطه مردم و خیابان برای سیاست حیاتی است. این موضوع در جمهوری اسلامی ایران اهمیتی چند برابر پیدا کرده است. جمهوری اسلامی در مقام یک نظام سیاسی از انقلابی سر برآورده که در آن مردم برای به دست آوردن حق حضور خود در خیابان اقدام کردند؛ به همین دلیل است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی هر بار دشمنان ایران برای بازپسگیری حق مردم بر خیابان اقدام میکنند. اهمیت تحلیلی این موضوع جایی بیشتر معلوم میشود که میبینیم هر بار نزاع نهایی برای ایرانیان نه پشت سنگرها یا از طریق تأسیسات نظامی، بلکه در خیابان اتفاق میافتد.
اگر این مساله را از من پذیرفته باشید که «خیابان عرصه بنیادین سیاست در جمهوری اسلامی ایران است»، آنگاه تأیید خواهید کرد هر شکلی از ناامنسازی خیابان در یک معنای روشن اقدامی علیه سیاست و اقدامی علیه مردم است. ناامنسازی، صورتهای متفاوتی دارد. یکی از مهمترین اشکال این ناامنسازی را باید در لشکرکشی مسلحانه به خیابان جستوجو کرد؛ لشکرکشی مسلحانهای با چاشنی اقدامات خصمانه نسبت به افراد خصوصی یا اموال عمومی در کشور که خیابان را از عرصه حضور و گفتوگو به میدان نبرد مسلحانه تبدیل میکند؛ نبرد مسلحانه علیه توافقی که برای به وجود آمدن گفتوگو به آن نیاز داریم؛ توافقی که در یک معنای معلوم، سیاست را ممکن میکند.
ناامنسازی خیابان از طریق ایجاد آشوب امکان گفتوگو را به تعویق انداخته و نفس گفتوگو را ناممکن میکند. خشونتی که از آن صحبت میکنیم درست از جنس اقداماتی است که زمینه و عرصه بازی سیاست را تغییر داده و آن را از ریخت میاندازد.
این حضور مردم است که در سیاست حرف نهایی را میزند. درست به همین خاطر است که میبینیم در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران هر بار که مجموعهای از بازیگران سیاسی علیه حق مردم بر خیابان عمل کردند، این خود مردم بودند که با حضور خود تلاش آنها برای ناممکن کردن سیاست را ناکام گذاشتند. آنچه روز دوشنبه ۲۲ دی از حضور مردم ایران در شهرهای بزرگ و کوچک کشور مشاهده کردیم را باید به همین معنا فهمید. مردم برای امن کردن خیابان، تصاحب آن و دفاع از حق انحصاری خود بر خیابان دست به اقدام زده و با حضور باشکوهی که داشتند، دوباره همه چیز را به حالت اول بازگرداندند. این حتی در یک معنای تئوریک کلمه باید اینطور فهمیده شود: در وضعیتی که وضعیت عادی توسط مدعیان خیابان به حالت تعلیق درآمده بود، مردم به خیابان آمدند و هر آنچه را برای اعاده وضعیت لازم بود، انجام دادند. اکنون این وظیفه نهادهای اجرایی، قضایی و قانونگذاری است که پاسخ مناسبی به این حضور پرشور داده و حق مردم بر خیابان را تثبیت کنند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.



